تبليغاتX
شب های تک ستاره
جزیره ی تنهایی من
بالاخره بغض آسمون شکست
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 16:33  توسط مهران | 

دیروز آسمون ابری بود معلوم بود دلش می خواست بباره ولی نتونست، انگار که غرورش اجازه نمی داد بعد از این همه مدت که کسی اشکاشو ندیده بود به راحتی تسلیم بشه. نمی دونم تا کی می تونه مغرور باقی بمونه ولی دیر یا زود تحملش تموم می شه، درست مثل ما آدما غرورمون اجازه نمی ده که راحت گریه کنیم ولی یک روزی ، یک جایی تحمل ما هم تموم می شه ...
سیاوش قمیشی همیشه ترانه های زیبایی داشته مثل همین ترانه:
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرهم این راه دوره
سر بده آواز هق هق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
بذار پروانه احساس
دلتو بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن
تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره
تو دل شبها بسوزی
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 0:31  توسط مهران | 
سر خود را مزن اينگونه به سنگ
دل ديوانه تنها دل تنگ
منشين در پس اين بهت گران
مدران جامه جان را مدران
مكن اي خسته درين بغض درنگ
دل ديوانه تنها دل تنگ
ناله از درد مكن
آتشي را كه در آن زيسته اي سرد مكن
با غمش باز بمان
سرخ رو باش ازين عشق و سرافراز بمان
راه عشق است كه همواره شود از خون رنگ
دل ديوانه تنها دل تنگ

                                                                                    "فریدون مشیری"

 

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 0:55  توسط مهران | 
در عرصه عریانی باغ ، لاله ای می میرد
من از فاجعه رفتن گل گریه ام می گیرد
نه تو از عشق می گویی و نه من
هر دومان منتظریم
چه کسی می خواهد بینمان پل باشد
چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد...

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 12:1  توسط مهران |