تبليغاتX
شب های تک ستاره
جزیره ی تنهایی من

نفس مي کشيم به حکم تقدير .مي مانيم به فرمان سرنوشت. مي جوييم به تدبير انديشه و مي خواهيم به خواهش دل. زندگي مي کنيم به اميد رسيدن به ارزو ها .مبارزه ميکنيم براي رسيدن به پيروزي و چه شيرين است موفقيت ان زماني که بي مهري هاي زمانه بارها ما را چون شيشه هاي شکننده خورد مي کند ولي ما چون صخره هاي پايدار همچنان ايستاده ايم . زندگي را دوست دارم و دل بسته به آناني هستم که در دلم جاي دارند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 12:36  توسط مهران | 

چندروزي است كه تنهابه تومي انديشم ازخودم غافلم امابه تومي انديشم شب كه مهتاب درايينه من مي رقصد مي نشينم به تماشا، به تومي انديشم چيستي؟خواب وخيالي؟سفري؟خاطره اي؟كه دراين خلوت شبها به تومي انديشم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 12:35  توسط مهران | 

مي رسد روزي كه فرياد وفا را سر كني مي رسد روزي كه احساس مرا باور كني مي رسد روزي كه نادم باشي از رفتار خود خاطرات رفته ام را مو به مو از بر كني مي رسد روزي كه تنها ماند از من يادگار نامه هايي را كه با درياي اشكت تر مي كني مي رسد روزي كه تنها در مسير بي كسي بوته هاي وحشي گل را ز غم پر پر كني مي رسد روزي كه صبرت سر شود در پاي من آن زمان احساس امروز مرا باور كني

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 14:21  توسط مهران | 

شبان غم تنهايي خويش


عابد چشم سخنگوي توام


من در اين تاريكي


من در اين تيره شب جانفرسا


زائر ظلمت گيسوي توام


گيسوان تو پريشانتر از انديشه ي من


گيسوان تو شب بي پايان


جنگل عطرآلود


شكن گيسوي تو


موج درياي خيال


كاش با زورق انديشه شبي


از شط گيسوي مواج تو من


بوسه زن بر سر هر موج گذر مي كردم


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 12:11  توسط مهران | 

I hold it true, what ever befall
I feel it, when I sorrow most
It is better to have loved and lost
Than never to have loved at all

 

            Alfred Tennyson

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 1:39  توسط مهران |