تبليغاتX
شب های تک ستاره
جزیره ی تنهایی من

یه روزی،یه روزگاری 

            حرف بین ما نگاه بود     

                    عشق و نقاشی می کردیم      

                                       نقش ما خورشید و ماه بود

                 بعد از اون واژه نوشتیم 

                             جمله مون ستاره چین بود

                                                      مثل دریا آبی بودیم

                                                                      معنی زندگی این بود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 0:36  توسط مهران | 

دیروز آسمون ابری بود معلوم بود دلش می خواست بباره ولی نتونست، انگار که غرورش اجازه نمی داد بعد از این همه مدت که کسی اشکاشو ندیده بود به راحتی تسلیم بشه. نمی دونم تا کی می تونه مغرور باقی بمونه ولی دیر یا زود تحملش تموم می شه، درست مثل ما آدما غرورمون اجازه نمی ده که راحت گریه کنیم ولی یک روزی ، یک جایی تحمل ما هم تموم می شه ...
سیاوش قمیشی همیشه ترانه های زیبایی داشته مثل همین ترانه:
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرهم این راه دوره
سر بده آواز هق هق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
بذار پروانه احساس
دلتو بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن
تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره
تو دل شبها بسوزی
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 0:31  توسط مهران | 
پر از دردم، پر از آهم، گناهم بی پناهی ست
حالا که تیر چشماتم
دریغ از یک نگاهی
پر از حرفم، پر از شعرم، پر از فریاد ناکامی
حالا که معنی عشقم
دریغ از یک کلامی
اگر از دیده پنهانی
اگر با من نمی خوانی
بیا مهمان چشم دل
مرا بنگر که درمانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 0:55  توسط مهران | 
تو ز دیار من آمدی
سکوت جانم بهم زدی
شیشه ی غم به تلنگری ، زدی  شکست
چو نغمه ای بیش و کم زدی
به دل ریشم تو چنگ زدی
روشنی چشمون تو، به دل نشست
هوای من شد، هوای تو
صدای من شد، صدای تو
تپیدن قلب به خاطرت
کشیدن درد برای تو
ای گل یاس سپید من
ای طلوع خورشید من
عطر تن تو به جان من
چه خوش نشست
تو ای گریه ی دلپذیر
ای تو صفای دل اسیر
بی تو ای آیت زندگی، دلم شکست
اگه نفس بود برای تو
غم هوس بود برای من
اگه عزیز بود برای تو
حرف و حدیث بود برای من
تو ز دیار من آمدی
سکوت جانم بهم زدی
شیشه ی غم به تلنگری، زدی شکست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 2:9  توسط مهران | 
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
اینقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه
یا روی تیشه ی چشات غبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خواب
حتی با بوسه می شکنی
شکل همه آرزوهام
تجسم خواب منی
حتی با این که هیچکس مثل من عاشق تو نیست،
پیش تو آینه چشام حقیره لایق تو نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 22:19  توسط مهران | 
تو این روزای بی کسی
که هرکی فکر خودشه
من که بریدم از همه
دلم فقط به تو خوشه

وقتی تو هستی دلخوشی
بی خودی پرپر نمی شه
دلواپسی در به در
چشم منم تر نمی شه

دلم به بودنت خوشه
دلم به دیدنت خوشه
گلی ولی نهال من
دلم به چیدنت خوشه

حس قشنگ ما شدن
با بودنت تازه می شه
آخه زیر سایه ی تو
دلش می خواد قد بکشه

به جز تو، پای هیچ کسی به فکر من وا نمی شه
شب سیاه بی کسی بی تو که فردا نمی شه

دلم به بودنت خوشه
دلم به دیدنت خوشه
گلی ولی نهال من
دلم به چیدنت خوشه

من که دلم با دیدنت تو آسمون پر می کشه
اگه بذاری و بری طفلکی دیونه می شه

من که دلم با بودنت جون می گیره، تازه می شه
راستی نگفتی نازنین دل شما به چی خوشه؟

دلم به بودنت خوشه
دلم به دیدنت خوشه
گلی ولی نهال من
دلم به چیدنت خوشه ...

---------------------------------------------

چی شده پدرام جون؟ کاری نمی کنم فقط دلم خوشه...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 19:9  توسط مهران | 

Deep in my heart, there's a fire that's a burning heart
Deep in my heart, there's desire for a start
I'm dying in emotion
It's my world in fantasy
I'm living in my, living in my dreams

You're my heart, you're my soul
I keep it shining everywhere I go
You're my heart, you're my soul
I'll be holding you forever, stay with you together

You're my heart, you're my soul
Yeah, a feeling that our love will grow
You're my heart, you're my soul
That's the only thing I really know

اینم ترجمه خودمه، اگه خیلی ناقصه ببخشید


در اعماق قلبم، آتشی در حال سوختن است که قلبم را می سوزاند
در اعماق قلبم، آرزویی در حال جان گرفتن است
با احساسات خود می جنگم
این دنیای رویایی من است
من در رویاهایم زندگی می کنم

تو قلب و روح من هستی
و این هر جا که بروم با من است
تو قلب و روح من هستی
من تا ابد برای تو خواهم بود، با تو می مانم

تو قلب و روح من هستی
بله، حس می کنم که عشق ما در حال رشد کردن است
تو قلب و روح من هستی
این تنها چیزی است که من حقیقتا می دانم


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 0:57  توسط مهران | 
مگذار که یاد ما را
      طعم تلخ این حقیقت ببرد
                        این حقیقت است
                                  
که از دل برود
                                          هر آنکه از دیده رود
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 15:58  توسط مهران | 
تو غربتي كه سرده
 تمام روز و شبهاش ، غريبه از من و ما
 عشق من عاشقم باش 
 كه تن به شب نبازم
 با غربت من بساز
 تا با خودم بسازم
 عشق من عاشقم باش
 تو خواب عاشقا رو
 تعبير تازه كردي
 كهنه حديث عشق رو
 تفسير تازه كردي
 گفتي كه از تو گفتن
 يعني نفس كشيدن
 از خود گذشتن من
يعني به تو رسيدن
 قلبمو عادت بده
 به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن
 از عشق جون سپردن
 عشق من عاشقم باش
وقتي كه هق هق عشق
 ضجه ي احتياجه
 سر جنون سلامت
 كه بهترين علاجه
 عشق من عاشقم باش
 اگر چه مهلتي نيست
 براي با تو بودن
 اگر چه فرصتي نيست
 عشق من عاشقم باش
نذار بيفتم از پا
 بمون با من كه بي تو
 نمي رسم به فردا
 عشق من عاشقم باش

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 18:42  توسط مهران | 
امروز ترانه ای بسیار زیبا از ابی با اسم "من اگه خدا بودم" رو می زارم.  من که خیلی دوسش دارم ،امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

من اگه خدا بودم
شهر بم هرگز نمی لرزید
نیمه شب اون غنچه ی نوزاد از نگاه مرگ نمی ترسید
من اگه خدا بودم
مادران دجله خونین نمی مردن
از فرات سرخ آلوده، نوعروسان ماهی مرده نمی خوردن
من اگه خدا بودم
دخترای اورشلیم و غزه و سیدا
جای حکم تیر و نارنجک
ترانه می نوشتن، روی دیوارها
هر کسی جای خدا بود
شاهد این روزگار و این زمین زار
دستکم معجزه ای می کرد
برای بچه های بی کس و بیمار
اگه کفر کلام من یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه بازی واژه نمی بازم من کافر
صدای زنگ بی رحمی
سر هر کوچه و برزن
به گریه می رسه از درد
دل سنگ و دل آهن
اگه دیوار کژی ها ، رفته بالا تا سریا
دست معمار خدا بود، خشت اول من و ما
چه عیبی داشت اگه فردا، جهان بهتر از این می شد
خدا می رفت و یک مادر
پرستار زمین می شد
اگه کفر کلام من یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه بازی واژه نمی بازم من کافر
صدای زنگ بی رحمی
سر هر کوچه و برزن
به گریه می رسه از درد
دل سنگ و دل آهن
من اگه خدا بودم
شهر بم هرگز نمی لرزید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:15  توسط مهران | 
اگه بذاره روزگار
از زندگی میرم کنار
میرم که ثابت کنم
عاشقتم  ، دیونه وار
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 19:25  توسط مهران | 
من از عطر تو سر رفتم ، نگو نه
به جنگی پر خطر رفتم ، نگو نه
نبرد تن به تن با تو چه خوبه
منم که بی سپر رفتم ، نگو نه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 11:8  توسط مهران | 
نفس نفس می زنم
من از تو دم می زنم
نگو رسم روزگاره
همه رو بر هم می زنم
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 19:53  توسط مهران | 
منم
روی زمین
تنها ترین خاک خدا
همه تنم در حسرت یه جای پا
جزیره ام
جزیره ای که همیشه تو غربتم
تنهام نزار ای رهگذر من تشنه ی محبتم
تو ندیدی
چه غریبه ‚ جزیره
یه خاکه
توی آب اسیره
همیشه تو هراسه مرگه
که روزی زیره آب نمیره
منم
تنهاترین جزیره ی روی زمین
تو می دونی درد منو
غربت نشین
جزیره ای وابسته ام
شده بن بست دنیای من
ای رهگذر از بی کسی
شده مسموم هوای من
تو ندیدی
چه غریبه ‚ جزیره
یه خاکه
توی آب اسیره
همیشه تو هراسه مرگه
که روزی زیره آب نمیره

 

جزیره


 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 22:35  توسط مهران |